حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

479

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

حلاج : هركه از چيزى ترسد جز خدا و به چيزى اميد دارد جز خدا ، همه درها بر او بسته شود و بيم را بر او مسلط كنند . و اندر هفتاد حجاب پوشيده گردد كه كمترين آن حجابها شك بر او ، شدت خوف ايشان از فكر ايشان بوده‌اند . و عاقبت احوال خويش و ترسيدن از تغيير احوال . خاطر : خطايى كه به قلب وارد شود . چه ربانى باشد و چه ملكى يا نفسانى يا شيطانى . چيزى كه بدون تفكر و تدبر بر قلب وارد شود كه به چهار قسم است : خاطرى كه از ناحيه خداوند است ، خاطرى كه از نفس برخيزد ، خاطرى كه از ملك باشد و خاطرى كه شيطانى است . خلاء : فضايى كه هيچ ماده‌اى در آن نباشد ، فضاى خالى . خلّت : دوستى ، محبت . نزد صوفى عبارت از تخيل مودت در دل است . آن است كه تمام اعضا از عشق به محبوب پر كند و از غير خالى گرداند . ابراهيم نيز به اين مقام متصف شد يعنى خليل . زيرا او از غايت عشق به خداوند ، آتش او را به جان خريد . عطار : ز ابراهيم ديد او خلّت كل * كه تا بر وى عيان شد قربت كل خلق : عالمى كه موجودات به ماده و مدت مىباشد ، مانند افلاك و عناصر و مواليد ثلاثه . آفريدن ، آفرينش خلق ربانى . خلوت : تنهايى گزيدن ، تنها نشستن ، با نفس مخالفت كردن و از خواب و خوراك كاستن و روزه گرفتن است با مردم كم معاشرت داشتن و پيوسته ذكر خدا را بر زبان داشتن است . در حقيقت وحدت است . ذونون گويد : هيچ چيز نديدم رساننده‌تر به اخلاص از خلوت . هركه خلوت گرفت جز خداى هيچ نبيند و هركه خلوت دوست دارد ، به عمود اخلاص متعلق گشت و به ركنى از اركان سوق دست يافت . خوف و رجا : از جمله مراتب و منازل سلوك است و آن حالتى است كه در قلب سالك پديد مىآيد . سالك حقيقى عاشق خدا و خداشناس است و او از معصيت و گناه و نفس خود هراس دارد .